خرید وسواسی
خرید وسواسی در حدود ۱ تا ۶ درصد جمعیت کلی و بیشتر در زنان مشاهده میشود. مطالعات سایکودینامیک علت آنرا عزت نفس پایین، اضطراب و نیاز به کاهش استرس دانستهاند. از نظر روانپزشکان این ناراحتی میتواند توام با سایر اختلالات کنترل تکانه مثل جنون دزدی واختلالات خلقی و وسواس باشد.
شروع این اختلال معمولا از سن ۱۸ سالگی میباشد. با این حال بیماران تا دهه سوم یا چهارم یعنی زمانی که دچار مشکلات مالی جدی میشوند، در پی درمان برنمی آیند. آنها معمولا چندین کارت اعتباری دارند و با آنها خرید میکنند. اکثرا مشکلات مالی دارند ودچار ورشکستگی میشوند. معمولا یک بدهی ۲۰ - ۳۰ میلیونی دارند. هر ازچندی تمایل زیادی به خرید -با آنکه سعی در جلوگیری ناموفق از ان دارند- پیدا میکنند. آنها خرید وسواس گونه دارند وهیچ نیازی به کالایی که میخرند، ندارند. آنها به طور وسواسی به یک کالا مثل لباس یا اجناس تزئینی، وسایل آرایشی و... علاقه پیدا میکنند.
در این ناراحتی بیمار هیچ هدفی از خرید از جمله جلب توجه یا تنوع طلبی و برطرف کردن یک مشکل اساسی..... ندارد. بیمار با خرید کاهش تنش و کاهش اضطراب پیدا میکند ولی پس از خرید از خریدش پشیمان میشود واحساس ندامت و پشیمانی میکند. از آنجا که بیشترین مبتلایان زن هستند، به خرید لباس و وسایل تزیینی علاقه زیادی دارند؛ مثلا ممکن است به علت علاقه به یک رنگ، دهها نوع لباس یا مثلا کیف بخرند و هیچ کدام را هم استفاده نکنند. فرد مبتلا به وسواس خرید کردن نمیتواند در برابر اجبار پول خرج کردن مقاومت کند و در اغلب موارد بسیاری از لوازمی را که به آنها نیاز ندارد را خریداری میکند.
راهکارهای درمانی:
به هیچ وجه در فردی که این کار را انجام میدهد، نباید احساس گناه به وجود اورد و او را مقصر دانست بلکه باید به آرامی سعی در تغییر دیدگاهش نمود. اجناس خریداری شده فرد را جمع کنید و مقابلش قرار دهید و درباره خریدهایی که کرده از او پاسخ بخواهید. اگر ماهیانه به او پول میدهید، پول را روزانه یا هفتگی در اختیارش بگذارید زیرا دادن پول هنگفت باعث میشود یکباره کالاهای غیرضروریاش را تهیه کند.
وقتی به خرید میرود، حتما یک نفر از قبیل خواهر یا مادر و... را همراهش بفرستید تا لااقل آنها بتوانند مدیریت خرید را به دست گیرند. گرچه افرادی که وسواس خرید دارند، اغلب سعی میکنند تنها به خرید بروند.
باید به بیمار آموخت که رفتار اعتیادآمیز خود را با دقت زیر نظر بگیرد. مثلا به او بگویید:
۱- جدولی تهیه کنید و در آن تاریخ، دفعات انجام این رفتارها، مدت زمان صرف شده در هر بار، مقدار پولی که خرج کردهاید، احساسی که داشتهاید، افرادی که در این رفتار با شما همراهی کردهاند و هر چیز دیگری را که فکر میکنید مرتبط است، ثبت کنید.
۲- هرچند روز یکبار جدول خودتان را مرور کنید و در آن به دنبال کشف الگو باشید. مثلا ممکن است بتوانید بفهمید در چه ساعتهایی از روز بیشتر احتمال دارد به رفتار اعتیادآمیزتان روی بیاورید یا ببینید چه احساسات، افراد یا مکانهایی بیشتر شما را به سمت آن رفتار سوق میدهند.
۳- به او آمزش دهید که تا انجا که ممکن است در مقابل خرید وسواسی مقاومت کند واضطراب بوجود امده را تحمل نماید. این کار به تسلط انها بر رفتارشان بسیار موثر است.
۴- برای تغییر الگوهایی که در جدول خودتان کشف کردهاید، گامهای سازنده بردارید. سعی کنید فعالیت جایگزینی برای خودتان پیدا کنید تا وقتی میل پرداختن به رفتار اعتیادآمیز به سراغتان آمد، فوران حواس خودتان را متوجه آن فعالیت جایگزین کنید. سعی کنید از شرایط و مکانهایی که رفتار اعتیادآمیزتان را تحریک میکنند، دور بمانید.
۵- برای رفتار اعتیاد آمیزتان محدودیتهایی تعیین کنید و سعی کنید در هر ماه دست کم چند روز به این محدودیتها پایبند بمانید. از یک دوست صمیمی و مورد اعتماد بخواهید تا برای اعمال این محدودیتها به شما کمک کند.
در نهایت باید دانست که این علامت ممکن است ناشی از یک بیماری اعصاب و روان تشخیص داده نشده باشد (از جمله اختلال وسواسی یا اضطرابی یا اختلال دوقطبی یا حتی شدیدتر....) و باید از این لحاظ مورد بررسی دقیق روانپزشکی قرار گیرد.
پانوشت:
متن از جناب دکتر محمد والی پور - متخصص روانپزشکی
- ۹۱/۰۵/۱۷
- ۹۲ نمایش